انتـــــــظار فـــــــــــرج
نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۳ تیر۱۳۹۴ توسط منتظــــــــر |

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۷ اسفند۱۳۹۲ توسط منتظــــــــر |

می دانم هر از گاهی دلت تنگ می‌شود. همان دل‌های بزرگی که جای من در آن است،

آن قدر تنگ می‌شود که حتی یادت می‌رود من آنجایم.

دلتنگی هایت را از خودت بپرس و نگران هیچ چیز نباش!

هنوز من هستم.

هنوز خدایت همان خداست!


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱ اسفند۱۳۹۲ توسط منتظــــــــر |

هجران رفیق گرم و گلستانی من است

اصلا فراق یار دبستانی من است

تاپا به پای گردش ایام می روم

بیچاره این دل است که قربانی من است

دیشب میان آینه ی شخصی خودم

....


برچسب‌ها: شعر

ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۲۹ بهمن۱۳۹۲ توسط منتظــــــــر |

نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۲۷ بهمن۱۳۹۲ توسط منتظــــــــر |

معلم جديد بى حجاب بود.مصطفى تا ديد سرش رو انداخت پايين.معلم برجا داد.

بچه ها نشستند.هنوز سرش رو بالا نياورده بود.

دست به سينه محكم چسبيده بود به نيمكت،

خانم معلم اومد سراغش،دستش رو انداخت زير چونه اش كه «سرت رو بالا بگير ببينم.»

مصطفي چشماش رو بست،سرش رو بالا آورد و از كلاس زد بيرون تا بره خونه.

تا وسطاى حياط هنوز چشماش رو باز نكرده بود !

خاطره اي از زندگي طلبه شهيد مصطفي رداني پور



برچسب‌ها: خاطره
نوشته شده در تاريخ جمعه ۲۵ بهمن۱۳۹۲ توسط منتظــــــــر |

مردم این شهر تو را فراموش کرده اند، تو را از یادها برده اند، من هم تو را فراموش کرده ام!

اکنون در این بیابان غربت گرفتار شده ام، هیچ کس نیست تا به فریادم برسد، من چه باید بکنم؟ کجا بروم؟

تو که می دانی من هیچ پناهی ندارم، از مردم شهر فراری شده ام، آخر در شهر، کسی به فکر تو نیست،

من در جستجوی تو هستم.

درست از تو دور مانده ام، اما هنوز در قلب من، عشق تو شعله می کشد.

تو خود می دانی که من دوستت دارم، می دانی که عشق تو را با همه دنیا عوض نمی کنم.

می دانم که این دنیا، هیچ وفا ندارد، باور کرده ام...... 


برچسب‌ها: مناجات, دلنوشته

ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۲۳ بهمن۱۳۹۲ توسط منتظــــــــر |


برچسب‌ها: کلام شهید
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۲۱ بهمن۱۳۹۲ توسط منتظــــــــر |

مثل این دختر بچه، نماز می خوانیم؟

حاج آقا قرائتی تعریف می‏كرد: در ستاد نماز گفتیم، آقازاده‌ها، دخترخانم‌ها، شیرین‌ترین نمازی که خواندید، برای ما بنویسید. یک دختر یازده ساله یک نامه نوشت، همه ما بُهتمان زد، دختر یازده ساله، ما ریش‌سفیدها را به تواضع و کرنش واداشت.

نوشت که ستاد اقامه نماز، شیرین‌ترین نمازی که خواندم این است كه:

در اتوبوس داشتم می‌رفتم یک مرتبه دیدم خورشید دارد غروب می‌کند. یادم آمد نماز نخواندم، به بابایم گفتم: نماز نخواندم، گفت: خوب باید بخوانی، اما حالا که اینجا توی جاده است و بیابان، گفت: برویم به راننده بگوییم نگه‌دار. پدر گفت: راننده كه بخاطر یک دختر بچه نگه نمی‌دارد، گفتم: التماسش می‌کنیم.... 


برچسب‌ها: نماز

ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۲۰ بهمن۱۳۹۲ توسط منتظــــــــر |

دلـــم کربـــلا میخــواد

نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۲۰ بهمن۱۳۹۲ توسط منتظــــــــر |

نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۹ بهمن۱۳۹۲ توسط منتظــــــــر |


با سلام مجدد خدمت تمامی بزرگواران ، مسابقه به پایان رسید.

به انتخاب مدیر محترم پایگاه اخلاص صلوات ها برای سلامتی امام زمان(عج)فرستاده میشود.


برچسب‌ها: مسابقه

ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۹ بهمن۱۳۹۲ توسط منتظــــــــر |

تبصره:

1)در صورت پاسخگویی به هفت سوال صحیح ، در شمار برندگان، برای قرعه کشی قرار میگیرید.

2)بنا به پیشنهاد استاد عزیز بنده حقیر ، ساعت پایان مسابقه به 22:00    تغییر کرد.

پایان مسابقه




ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۸ بهمن۱۳۹۲ توسط منتظــــــــر |

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۶ بهمن۱۳۹۲ توسط منتظــــــــر |

                                                                           امام علیxa

*إنَّ الشَّيطانَ يُسَنِّي لَكُم طُرُقَهُ ، و يُريدُ أن يَحُلَّ دِينَكُم عُقدَةً عُقدَةً

و يُعطِيَكُم بالجَماعةِ الفُرقَةَ ، و بالفُرقَةِ الفِتنَةَ*

همانا شيطان راههاى خود را براى شما آسان و هموار مى گرداند و مى خواهد گره هاى دين شما را يكى يكى بگشايد و به جاى اتحاد، پراكندگى به شما دهد و بر اثر پراكندگى فتنه نصيبتان کند.

( نهج البلاغه ، خطبه 121)


برچسب‌ها: حدیث
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۴ بهمن۱۳۹۲ توسط منتظــــــــر |

داستان زیبای برکت نان امام سجاد  a 

از زبان استاد ارجمند حاج سعید حدادیان

التماس دعای فراوان دارم.....


برچسب‌ها: داستان های آموزنده
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر